زندگی برای کسی صبر نمی کنه...
-
تاریخ: 1402/6/4 ساعت: 23:40
ازوقتی بچه بودم تا الان کارای زیادی بود که دوست داشتم انجامشون بدم و اینقدر بهشون علاقه داشتم که همش تو ذهنم مجسمشون می کردم ،خودمو تصور میکردم که اون کارو به بهترین نحو انجام دادم و موفق شدم...ولی...توی واقعیت انجامشونو همش به تعویق انداختم.با خودم میگفتم :حالا وقت هس....بعدا میرم سراغش...بالاخره ...
آدرس:خیابان خاکی،کوچه سکوت،ساختمون تار عنکبوت،خانه ارواح
-
تاریخ: 1402/6/4 ساعت: 23:40
سلااااممم.چطورین؟خیلی وقته به وبم سر نزدم،دلم تنگولیده بود.اومدم یکم گرد و خاکو رو جارو کنم.تار عنکبوتا رو تمییز کنم.شمعا روشن کنم تا از خونه ی ارواح بودن در بیاد،برین کنار خاکی نشید...
زندگی برای کسی صبر نمی کنه...
-
تاریخ: 1402/5/25 ساعت: 12:58
ازوقتی بچه بودم تا الان کارای زیادی بود که دوست داشتم انجامشون بدم و اینقدر بهشون علاقه داشتم که همش تو ذهنم مجسمشون می کردم ،خودمو تصور میکردم که اون کارو به بهترین نحو انجام دادم و موفق شدم...ولی...توی واقعیت انجامشونو همش به تعویق انداختم.با خودم میگفتم :حالا وقت هس....بعدا میرم سراغش...بالاخره ...
آدرس:خیابان خاکی،کوچه سکوت،ساختمون تار عنکبوت،خانه ارواح
-
تاریخ: 1402/5/25 ساعت: 12:58
سلااااممم.چطورین؟خیلی وقته به وبم سر نزدم،دلم تنگولیده بود.اومدم یکم گرد و خاکو رو جارو کنم.تار عنکبوتا رو تمییز کنم.شمعا روشن کنم تا از خونه ی ارواح بودن در بیاد،برین کنار خاکی نشید...
زندگی برای کسی صبر نمی کنه...
-
تاریخ: 1402/5/19 ساعت: 23:37
ازوقتی بچه بودم تا الان کارای زیادی بود که دوست داشتم انجامشون بدم و اینقدر بهشون علاقه داشتم که همش تو ذهنم مجسمشون می کردم ،خودمو تصور میکردم که اون کارو به بهترین نحو انجام دادم و موفق شدم...ولی...توی واقعیت انجامشونو همش به تعویق انداختم.با خودم میگفتم :حالا وقت هس....بعدا میرم سراغش...بالاخره ...
آدرس:خیابان خاکی،کوچه سکوت،ساختمون تار عنکبوت،خانه ارواح
-
تاریخ: 1402/5/19 ساعت: 23:37
سلااااممم.چطورین؟خیلی وقته به وبم سر نزدم،دلم تنگولیده بود.اومدم یکم گرد و خاکو رو جارو کنم.تار عنکبوتا رو تمییز کنم.شمعا روشن کنم تا از خونه ی ارواح بودن در بیاد،برین کنار خاکی نشید...
زندگی برای کسی صبر نمی کنه...
-
تاریخ: 1402/5/12 ساعت: 16:37
ازوقتی بچه بودم تا الان کارای زیادی بود که دوست داشتم انجامشون بدم و اینقدر بهشون علاقه داشتم که همش تو ذهنم مجسمشون می کردم ،خودمو تصور میکردم که اون کارو به بهترین نحو انجام دادم و موفق شدم...ولی...توی واقعیت انجامشونو همش به تعویق انداختم.با خودم میگفتم :حالا وقت هس....بعدا میرم سراغش...بالاخره ...
آدرس:خیابان خاکی،کوچه سکوت،ساختمون تار عنکبوت،خانه ارواح
-
تاریخ: 1402/5/12 ساعت: 16:37
سلااااممم.چطورین؟خیلی وقته به وبم سر نزدم،دلم تنگولیده بود.اومدم یکم گرد و خاکو رو جارو کنم.تار عنکبوتا رو تمییز کنم.شمعا روشن کنم تا از خونه ی ارواح بودن در بیاد،برین کنار خاکی نشید...
زندگی برای کسی صبر نمی کنه...
-
تاریخ: 1401/12/8 ساعت: 14:59
ازوقتی بچه بودم تا الان کارای زیادی بود که دوست داشتم انجامشون بدم و اینقدر بهشون علاقه داشتم که همش تو ذهنم مجسمشون می کردم ،خودمو تصور میکردم که اون کارو به بهترین نحو انجام دادم و موفق شدم...ولی...توی واقعیت انجامشونو همش به تعویق انداختم.با خودم میگفتم :حالا وقت هس....بعدا میرم سراغش...بالاخره ...
آدرس:خیابان خاکی،کوچه سکوت،ساختمون تار عنکبوت،خانه ارواح
-
تاریخ: 1401/12/8 ساعت: 14:59
سلااااممم.چطورین؟خیلی وقته به وبم سر نزدم،دلم تنگولیده بود.اومدم یکم گرد و خاکو رو جارو کنم.تار عنکبوتا رو تمییز کنم.شمعا روشن کنم تا از خونه ی ارواح بودن در بیاد،برین کنار خاکی نشید...
زندگی برای کسی صبر نمی کنه...
-
تاریخ: 1401/11/19 ساعت: 17:01
ازوقتی بچه بودم تا الان کارای زیادی بود که دوست داشتم انجامشون بدم و اینقدر بهشون علاقه داشتم که همش تو ذهنم مجسمشون می کردم ،خودمو تصور میکردم که اون کارو به بهترین نحو انجام دادم و موفق شدم...ولی...توی واقعیت انجامشونو همش به تعویق انداختم.با خودم میگفتم :حالا وقت هس....بعدا میرم سراغش...بالاخره ...
آدرس:خیابان خاکی،کوچه سکوت،ساختمون تار عنکبوت،خانه ارواح
-
تاریخ: 1401/11/19 ساعت: 17:01
سلااااممم.چطورین؟خیلی وقته به وبم سر نزدم،دلم تنگولیده بود.اومدم یکم گرد و خاکو رو جارو کنم.تار عنکبوتا رو تمییز کنم.شمعا روشن کنم تا از خونه ی ارواح بودن در بیاد،برین کنار خاکی نشید...
زندگی برای کسی صبر نمی کنه...
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 13:05
ازوقتی بچه بودم تا الان کارای زیادی بود که دوست داشتم انجامشون بدم و اینقدر بهشون علاقه داشتم که همش تو ذهنم مجسمشون می کردم ،خودمو تصور میکردم که اون کارو به بهترین نحو انجام دادم و موفق شدم...ولی...توی واقعیت انجامشونو همش به تعویق انداختم.با خودم میگفتم :حالا وقت هس....بعدا میرم سراغش...بالاخره ...
آدرس:خیابان خاکی،کوچه سکوت،ساختمون تار عنکبوت،خانه ارواح
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 13:05
سلااااممم.چطورین؟خیلی وقته به وبم سر نزدم،دلم تنگولیده بود.اومدم یکم گرد و خاکو رو جارو کنم.تار عنکبوتا رو تمییز کنم.شمعا روشن کنم تا از خونه ی ارواح بودن در بیاد،برین کنار خاکی نشید...
زندگی برای کسی صبر نمی کنه...
-
تاریخ: 1401/10/18 ساعت: 15:42
ازوقتی بچه بودم تا الان کارای زیادی بود که دوست داشتم انجامشون بدم و اینقدر بهشون علاقه داشتم که همش تو ذهنم مجسمشون می کردم ،خودمو تصور میکردم که اون کارو به بهترین نحو انجام دادم و موفق شدم...ولی...توی واقعیت انجامشونو همش به تعویق انداختم.با خودم میگفتم :حالا وقت هس....بعدا میرم سراغش...بالاخره ...
آدرس:خیابان خاکی،کوچه سکوت،ساختمون تار عنکبوت،خانه ارواح
-
تاریخ: 1401/10/18 ساعت: 15:42
سلااااممم.چطورین؟خیلی وقته به وبم سر نزدم،دلم تنگولیده بود.اومدم یکم گرد و خاکو رو جارو کنم.تار عنکبوتا رو تمییز کنم.شمعا روشن کنم تا از خونه ی ارواح بودن در بیاد،برین کنار خاکی نشید...
زندگی برای کسی صبر نمی کنه...
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 7:46
ازوقتی بچه بودم تا الان کارای زیادی بود که دوست داشتم انجامشون بدم و اینقدر بهشون علاقه داشتم که همش تو ذهنم مجسمشون می کردم ،خودمو تصور میکردم که اون کارو به بهترین نحو انجام دادم و موفق شدم...ولی...توی واقعیت انجامشونو همش به تعویق انداختم.با خودم میگفتم :حالا وقت هس....بعدا میرم سراغش...بالاخره ...
بازمانده روز
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 7:46
برای عده زیادی از مردم، شب، شیرینترین قسمت روز است. شاید اینکه گفت تو نباید اینقدر به پشت سرت نگاه کنی، درست گفت؛ باید طرز نگاه مثبتتری اتخاذ کنم و سعی کنم بازمانده روز را دریابم. چه حاصلی دارد که مدام به پشت سرمان نگاه کنیم و خودمان را سرزنش کنیم که چرا زندگیمان آنطور که میخواستهایم از آب در نیامده...
آدرس:خیابان خاکی،کوچه سکوت،ساختمون تار عنکبوت،خانه ارواح
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 7:46
سلااااممم.چطورین؟خیلی وقته به وبم سر نزدم،دلم تنگولیده بود.اومدم یکم گرد و خاکو رو جارو کنم.تار عنکبوتا رو تمییز کنم.شمعا روشن کنم تا از خونه ی ارواح بودن در بیاد،برین کنار خاکی نشید...
قطعه ای از کتاب ۹
-
تاریخ: 1399/1/13 ساعت: 21:26
آن مسلسل را خاموش کن،از تعقیب آنچه در پی آنی،دست بکش،آرام بگیر،تنفس کن،بگذار آرامش تا مغز استخوانت نفوذ کند.بی فایده است،ما این کار را نمی کنیم،هنوز کارهای احمقانه از ما سر می زند#تنفس_هوای_تازه#جورج_اورول